تبلیغات
نشانه های ظهور - توسل به امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) برای درمان بیماری
نشانه های ظهور
ظهور آقا امام زمان(عج)

توسل به امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) برای درمان بیماری

مرحوم حاج مرشد می‌گفت: در ایام ماه مبارک رمضان که آقای مجتهدی در کوه خضر نزدیک مسجد مقدس جمکران بیتوته داشتند خدمتشان رسیدم، ایشان برایم نقل کردند:  چند شب پیش که پاسی از شب گذشته بود داخل اتاق کوه نشسته بودم که متوجه شدم  صدای پایی می‌آید و بعد از چند لحظه شخصی داخل اتاق شد و آنجا نشست، چون در تاریکی چیزی پیدا نبود جلو رفته ودیدم  مردی همراه با یک بچه می‌باشد. بعد از آنکه نشست، گفت این بچه را که می‌بینید حدود ده سال است مبتلا به نوعی بیماری شده ‌است که خوابش نمی‌برد و با اینکه وضع مالیم خوب نیست او را نزد تمام متخصصین برده‌ام حتی جهت مداوا به خارج از کشور هم رفته‌ام ولی نتیجه‌ای نگرفته‌ام.  هنگامی که از پزشکان مأیوس گشتم، متوسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) شدم و او را به مشهد مقدس خدمت آقا علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) برده و شفایش را از حضرت طلبیدم، سپس او را نزد بی‌بی معصومه (علیه‌السلام) آورده و بهبودی او را طلب نمودم، در آنجا سؤال کردم آیا محل مقدسی غیر از حرم بی‌بی (علیها‌السلام) در اینجا هست؟ گفتند: آری مسجد جمکران، او را به مسجد جمکران برده و بعد از توسل باز سؤال نمودم آیا مکان مقدس دیگری غیر از اینجا هست؟ گفتند: بلی، کوه خضر. اکنون او را به اینجا آورده‌ام و شفایش را می‌خواهم.

آقای مجتهدی می‌فرمودند:   همینطور که این پدر ماجرای غم‌انگیز بیماری فرزندش را تعریف می‌کرد از شدت ناراحتی منقلب شدم و از اتاق بیرون آمدم و با صدای بلند شروع به مناجات نمودم، (ناگفته نماند که ایشان دارای نغمه‌ای داوودی و صدایی بسیار زیبا و گرم بودند) در اثر صدای مناجات کم ‌کم خواب چشمان پسرک را فرا گرفت و پلکهایش بر روی هم رفت.

در این هنگام پدر بچه که می‌دید فرزندش بعد از ده سال به خواب رفته است از اتاق بیرون دوید و دامن مرا گرفت و گفت: تو امام زمان هستی و بچه مرا شفا دادی.

برای ادامه روی ادامه مطلب کلید کنید

توسل به امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) برای درمان بیماری

مرحوم حاج مرشد می‌گفت: در ایام ماه مبارک رمضان که آقای مجتهدی در کوه خضر نزدیک مسجد مقدس جمکران بیتوته داشتند خدمتشان رسیدم، ایشان برایم نقل کردند:  چند شب پیش که پاسی از شب گذشته بود داخل اتاق کوه نشسته بودم که متوجه شدم  صدای پایی می‌آید و بعد از چند لحظه شخصی داخل اتاق شد و آنجا نشست، چون در تاریکی چیزی پیدا نبود جلو رفته ودیدم  مردی همراه با یک بچه می‌باشد. بعد از آنکه نشست، گفت این بچه را که می‌بینید حدود ده سال است مبتلا به نوعی بیماری شده ‌است که خوابش نمی‌برد و با اینکه وضع مالیم خوب نیست او را نزد تمام متخصصین برده‌ام حتی جهت مداوا به خارج از کشور هم رفته‌ام ولی نتیجه‌ای نگرفته‌ام.  هنگامی که از پزشکان مأیوس گشتم، متوسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) شدم و او را به مشهد مقدس خدمت آقا علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) برده و شفایش را از حضرت طلبیدم، سپس او را نزد بی‌بی معصومه (علیه‌السلام) آورده و بهبودی او را طلب نمودم، در آنجا سؤال کردم آیا محل مقدسی غیر از حرم بی‌بی (علیها‌السلام) در اینجا هست؟ گفتند: آری مسجد جمکران، او را به مسجد جمکران برده و بعد از توسل باز سؤال نمودم آیا مکان مقدس دیگری غیر از اینجا هست؟ گفتند: بلی، کوه خضر. اکنون او را به اینجا آورده‌ام و شفایش را می‌خواهم.

آقای مجتهدی می‌فرمودند:   همینطور که این پدر ماجرای غم‌انگیز بیماری فرزندش را تعریف می‌کرد از شدت ناراحتی منقلب شدم و از اتاق بیرون آمدم و با صدای بلند شروع به مناجات نمودم، (ناگفته نماند که ایشان دارای نغمه‌ای داوودی و صدایی بسیار زیبا و گرم بودند) در اثر صدای مناجات کم ‌کم خواب چشمان پسرک را فرا گرفت و پلکهایش بر روی هم رفت.

در این هنگام پدر بچه که می‌دید فرزندش بعد از ده سال به خواب رفته است از اتاق بیرون دوید و دامن مرا گرفت و گفت: تو امام زمان هستی و بچه مرا شفا دادی.

به او گفتم: من امام زمان نیستم، حضرت پسرت را شفا دادند. باز می‌گفت: خیر، شما امام زمان هستید. گفتم: این حرف را نزن، خودت توسل و توجه نمودی و حضرت فرزندت را شفا دادند.
بالاخره آن شب را آنجا خوابیده و صبح روز بعد همراه فرزندش آنجا را ترک کردند.

از دیگر حالات آقای مجتهدی این بود که هرگاه کسی بدون توجه و توسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) به ایشان رجوع می‌کرد و مستقیماً به سراغشان می‌آمد او را از خود دور کرده و به ائمه معصومین (علیهم‌السلام) متوجه می‌نمودند، اگر در مشهد بودند افراد را متوجه حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌کردند، و اگر در قم بودند به بی‌بی حضرت معصومه (علیها‌السلام) سوق می‌دادند، و با یک حرکت آنها را از خود دور می‌نمودند.

آقای کریمی می‌گفتند: یکمرتبه در مشهد مقدس خدمتشان بودم که عده‌ای بچه معلولی را نزد ایشان آورده و شفایش را طلب کردند.

آقای مجتهدی فرمودند:   بلند شوید، بلند شوید، برای چه به اینجا آمده‌اید!
خدمت آقا علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) بروید و ناله و زاری کنید، و از حضرت شفایش را بگیرید.

ایشان هیچ ‌گاه حاضر نبودند مورد توجه قرار گیرند و پیوسته می‌فرمودند:

ما باید از آجرها و کاشیهای حرمهای مطهر و مقدس ائمه (علیهم‌السلام) حاجت بگیریم و از خشتها و ساختمانهای منسوب به این بزرگواران شفا بگیریم.




طبقه بندی: دانستنیهای ظهور، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 آذر 1389 توسط محسن دشتی | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
دانشنامه مهدویت
»
لوگوی دوستان
»
پیوند ها
نظر سنجی
» دوستان عزیز نظر شما درباره ی این وبلاگ چیست؟






پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ساعت فلش برای وبلاگ و سایت